الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
272
الغدير ( فارسي )
خود ، در كتاب « نكت عصريه ( 1 ) » ص 7 راجع به نسب خود گويد : اما جرثومهء نسبم از قحطان است ، از قبيلهء حكم بن سعد العشيرة مذحجى و اما وطنم ، يمن است در تهامه ، شهر مرطان ، از وادى وساع ، كه فاصله اش تا مكه از جانب جنوب يازده روز است ، در همانجا تولد يافته و تربيت شدهام ، ساكنان آن سامان ، باقيماندگان عرب تهامهاند . رياست و زعامتشان به مشيب بن سليمان مىرسد كه از جانب مادر ، جد من است ، و هم به زيدان به احمد كه جد پدرى من باشد ، جدم زيدان مىگفت : در ميان اسلاف خود ، يازده تن از اجداد خود را مىشناسم كه هر يك دانشورى مصنف بوده است در علوم مختلفه . و من خود عمويم على بن زيدان را ديدهام و هم خالويم محمد بن مشيب ، و رياست قبيله حكم بن سعد العشيرة بدين دو پيوسته مىشد . . . تا آنجا كه گويد : روزى ببرادرم يحيى گفتم : كدام شاعر دربارهء جدت : مشيب بن سليمان و زيدان بن احمد چنين سروده است : اذا طرقتك احداث الليالى ، و لم يوجد لعلَّتها طبيب * و اعوز من يجيرك من سطاها ، فزيدان يجيرك و المشيب - هر گاه حوادث روزگارت در تاريكى شب حلقه بر در كوبد ، و درمان نيابى . - كسى نباشد كه از سطوت زمانه ات پناه بخشد ، زيدان و مشيب ترا پناه بخشند . - اين دو پناه درماندگاناند ، املاك از دست رفتهام به من باز گرداندند ، آن روز كه چهرهء زمانه دژم بود . * و قاما عند خذلانى بنصرى ، قياما تستكين به الخطوب - آن روز كه يار و ياورى نبود ، به يارى من برخاستند ، چونان كه دردمندى و درماندگى از پاى بنشست .
--> ( 1 ) همراه برگزيدهء ديوانش در 399 صفحه در شهر شالون ، كرانه نهرسون ، بسال 1897 مسيحى در مطبعهء مرسوه چاپ شد .